خرید بک لینک

درباره سایت

شعر.....

آخرین مطالب

امکانات وب

شعر.....

روزی روزگاری بود دل من شکسته بود هیچکی نبود تابش بگم درد دلم ازچیا بود هرکی رسید راحت میزد زخمی به روی دل من لعنتیا ندیدنم چه جوری دارم میشکنم خلاصه قصه دلم بادر دتموم شد روزگار درد نبود حق دلم تیغم زدی ای روزگار... کارم شد ه خنده تلخ واسه پوشندن دلم باسیلی سرخ بود صورتم حقم نبود ای روزگار.... شاعر: "gisukamnd "

برچسب: نویسنده: دانیال عباسی تاريخ: جمعه 27 شهريور 1405 ساعت: 17:50

شوق اشک: (مادرانه) یه قطره ی از گوشه ی چشمم آروم آروم پایین میاد و آروم آروم رد پای خیس و براقی رو جا میذاره گاهی ترجیح میده چیکه کنه گاهی هم نه! ترجیح میده آهسته از کنار گونم سر بخوره. به شیشه ایی که مانع تماس منو یه کوچولوی شیرین زلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال عباسی تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 20:36

روزی روزگاری بود دل من شکسته بود هیچکی نبود تابش بگم درد دلم ازچیا بود هرکی رسید راحت میزد زخمی به روی دل من لعنتیا ندیدنم چه جوری دارم میشکنم خلاصه قصه دلم بادر تموم شد روزگار درد نبود حق دلم تیغم زدی ای روزگار... کارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال عباسی تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 20:36

صفحه بندی